فوتبال ایران را چه کسانی اداره می کنند؟ مدیران یا رسانه ها؟

هشدار: پیش از آغاز نوشتار،  به اشخاصی که نوشتارهای من در روزنامه ها یا روی سایت شخصی یا وبلاگهایم را بدون ذکر منبع و بدون پیوند سایتم یا وبلاگهایم به نام خود یا دیگری به هر گونه ای منتشر می کنند متذکر می شوم که چشم به راه عواقب قانونی انتشار غیر مجاز و بدون اجازه نوشتارهایم باشند.

ذکر و باز نشر نوشتارهای من و هر نوشتاری که در روزنامه ها یا روی سایت شخصی و وبلاگهایم منتشر شده منحصراً با قید نام و نام خانوادگی ام و همراه با پیوند سایت و وبلاگهایم مجاز است.

شفقنا ورزشی: یادداشتی از صادق رئیسی کیا

اغلب تصور می شود که نهادها و سازمان ها بوسیله مدیران، اداره می شوند. بر همین اساس، فرض کنید یک مدیر باشگاه ورزشی، در صدد انتخاب سرمربی و کادر فنی و پزشکی و جذب بازیکنان برای تیم حرفه ای فوتبال خود بر اساس موازین مدیریتی طی یک فرایند صحیح و علمی باشد.

اگر تصور کنید چنین مدیری، خودش، با نبردهای مخملی و نمایش ها و فشارهای رسانه ای در مصدر مسئولیت آن باشگاه، قرار نگرفته و از این حیث مدیون و تحت کنترل هیچ طیفی نباشد و بخواهد با آزادگی و در چهارچوب موازین علمی، عمل کند تقریبا می توان گفت به جز چند شاخص ساده و تجربی با هیچ سند و سامانه علمی که سرمربیان و کادرهای فنی، پزشکی و بازیکنان حرفه ای فوتبال را به گونه ای معتبر و قابل استناد از جهات مختلف رتبه بندی کرده باشد مواجه نخواهد بود.

در همان حال، آن مدیر باشگاه ورزشی، با انبوهی از مصاحبه ها، کارشناسی ها و پیام ها و سفارشات مستقیم و غیر مستقیم رسانه ای و خبری مواجه خواهد بود که دلالت بر تعریف و تمجید یا نفی عده ای از سرمربیان و کادرهای فنی و بازیکنان دارد یا شاهد آن خواهد بود که خاطرات آنان از گذشته های دور و نزدیک فعالیت در فوتبال یا فعالیت در آن باشگاه، یادآوری و مرور می شود و یا با اظهار نظر کارشناسی یا مصاحبه هایی از جانب عده ای مبنی بر آمادگی برای قبول مسئولیت یا حتی تایید مذاکره با باشگاه و در مواردی تکذیب این موارد یا ادعای طلب از باشگاه در همان ایام مواجه خواهد گردید.

بر همین اساس، فرض کنید در صدد انتخاب مدیر و مستخدم برای سپردن مناصب و مشاغل فوتبالی در ساختارها و نهادهای ریز و درشت فوتبالی باشیم. بیش از آنکه با فهرست قابل استنادی از اشخاص توانمند، مجرب و مورد تایید و تعریف از سوی نهادها و تشکل های تخصصی مدیریتی، دانشگاهی و اجرائی مواجه باشیم با انبوهی از اشخاص مورد تمجید یا رد در بعضی از رسانه ها (مشابه با وضعی که در مورد سرمربیان و بازیکنان مطرح کردیم) مواجه خواهیم بود.

به نظر می رسد در این سطح نیز فوتبال ایران پیش از آنکه به شاخص ها و ملاکهای علمی و عینی بهاء بدهد به در اختیار داشتن فضای رسانه ای و تشکیل باندهای همسو جهت تعریف و تمجید از خود یا تخریب و تضعیف دیگران، یا به ملاکهای سطحی یا رسانه ای بهاء می دهد و اینها را ارزش ها و ابزارهایی هم سطح با شایستگی های علمی و عملی به حساب می آورد.

واقعیت این است که گروهی از مدیران در فوتبال ایران دچار عارضه کم کاری و روزمرگی فاحش شده و در واقع به مدیریت مدبرانه در فوتبال مشغول نیستند و از سوی دیگر گروهی از رسانه های فوتبالی، دچار افراط و اختلال در تشخیص جایگاه و شان خود شده و به شدت به مدیریت بر فوتبال، علاقه مند شده اند.

فوتبال را همچون همه جای جهان، باید مدیران متخصص با موازین علمی و به گونه ای مدبرانه اداره کنند نه با نمایش های رسانه ای و روش های منسوخ و متروک.

رسانه ها نیز باید در مقام ناظر و نماینده آگاه و بینای اجتماع در صدد ارتقاء فوتبال و مطالبه مسئولیت های اجتماعی از فوتبال باشند نه در صدد مدیریت بر آن و عزل و نصب در آن.

صادق رئیسی کیا

هفدهم آبانماه ۱۳۹۴

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *