بایسته های مدیریت؛ تفاوت برند محصول و برند شرکتی

 

شرکت یونیلور، بیش از ۱۵۰۰ برند را مدیریت می کند (پرسیل، سیف، رادیون و…) در حالی که نام شرکتش در این برندها مطرح نیست و این یعنی برند محصول.

 

شرکتهای میتسوبیشی و یاماها در ژاپن و شرکت ویرجین در آمریکا و اروپا نمونه بارز برند شرکتی هستند.

شعار میتسوبیشی: از رشته فرنگی تا نیروی اتمی

from noodles to atomic power

 

تمام محصولاتی که در دهها صنعت و رشته بوسیله شرکت میتسوبیشی تولید می شود تحت برند میتسوبیشی است.

 

یاماها و ویرجین نمونه دیگر این مثال هستند.

 

بطور کلی می توان گفت برند محصول در بازارهای متفاوت که دارای ارزش های متفاوت هستند موثرتر می باشند.

 

سیاست برند محصول، با توجه به نیازها، خواسته ها، نگرش ها و روابط بازار شکل می گیرد و می تواند اعتبار و برند مالک خود را از خطر ناکامی و رسوایی و تضادهای احتمالی حفظ کند یعنی اگر یکی از محصولات شرکت یونیلور در یک بازار یا یک حوزه ای با اقبال، مواجه نشد یا دچار شکست در فروش شد اعتبار شرکت یونیلور و دهها برند دیگر آن شرکت، به خطر نخواهد افتاد.

 

اما برند شرکتی در بازارها و کشورهایی که کسب و کارهای بزرگ و فرهنگ منسجم و سطح آگاهی و تاثیر بیشتر دارند و در مورد محصولاتی که بازار مشابه و ارزش های مشابه دارند موفق تر از برند محصول، خواهد بود.

 

مانند برند کوکاکولا که در صنعت نوشیدنی بعنوان یک بازار مشابه با ارزش های مشابه مقبول واقع شده است و یا برند میتسوبیشی در ژاپن که به لحاظ فرهنگی، صنایع بزرگ را احترام می کنند با علاقه و اقبال مواجه گردیده است.

 

منبع: برندشناسی. پیتر شورتون. ترجمه دکتر احمد روستا

 

صادق رئیسی کیا

بیست و سوم شهریورماه ۱۳۹۴

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *