ناکامی در رسیدن به حق پخش و رکوردی که به نفع فوتبال شکست. تلخ و شیرین فوتبال در سال ۹۳

هشدار: پیش از آغاز نوشتار،  به اشخاصی که نوشتارهای من در روزنامه ها یا روی سایت شخصی یا وبلاگهایم را بدون ذکر منبع و بدون پیوند سایتم یا وبلاگهایم به نام خود یا دیگری به هر گونه ای منتشر می کنند متذکر می شوم که چشم به راه عواقب قانونی انتشار غیر مجاز و بدون اجازه نوشتارهایم باشند.

ذکر و باز نشر نوشتارهای من و هر نوشتاری که در روزنامه ها یا روی سایت شخصی و وبلاگهایم منتشر شده منحصراً با قید نام و نام خانوادگی ام و همراه با پیوند سایت و وبلاگهایم مجاز است.

فوتبال ایران در سال رو به پایان تلخ و شیرین زیادی داشت که در نوشتار زیر به بخش های پر رنگ آن اشاره شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، صادق رئیسی کیا مدیرعامل پیشین باشگاه راه آهن در یادداشت ارسالی خود برای گروه ورزشی خبرگزاری مهر به تلخ و شیرین های فوتبال ایران در سال ۱۳۹۳ پرداخته و نوشته است:

برای فوتبال حرفه ای ایران، سال ۱۳۹۳ درحالی رو به پایان است که علی کفاشیان با طولانی ترین دوره ریاست بر فدراسیون فوتبال کشور به پایان دومین دوره چهار ساله حضورش نزدیک شده است. موج دامنه دار تغییرات در دولت، سرانجام راه خود در گستره فوتبال ایران را یافته و تا اینجای کار سید هادی آیت اللهی و مهدی محمد نبی را از منصب نایب رئیسی و دبیر کلی فدراسیون فوتبال خارج و حضور اسلامیان و اسدی در این دو جایگاه، جلوه های اصفهانی در اقلیم فوتبال ایران را تقویت کرده است.

حضور در جام جهانی فوتبال اگر چه صعود به مرحله بعد را بدنبال نداشت از یک سو اما در نخستین رویارویی فوتبال ایران با آرژانتین، آبرومندانه و از سوی دیگر به لحاظ حفظ ثبات در کادر فنی تیم ملی برای پیش و پس از جام جهانی متفاوت تر از پیشینه فوتبال کشور در تاریخ ۱۳ ساله لیگ برتر بود.

حضور در جام ملتهای آسیا هم اگر چه نتوانست آرزوی ۳۸ ساله دوستداران فوتبال برای قهرمانی ایران در آسیا را رقم زند اما نوسازی نسبی در تیم ملی فوتبال را محقق ساخت و بار دیگر نشان داد اگر ثبات مدیریت و برخورداری از یک برنامه منسجم برای فعالیت در سطح باشگاهها همانگونه که تا حدودی در باشگاه های سازنده ای همچون فولاد خوزستان، راه آهن و نفت تهران مورد عمل بوده، در دستور کار قرار گیرد تیم ملی قوی و افزایش حضور فوتبالیست های ایرانی در لیگ ها و باشگاههای معتبر جهان را طی یک فرایند تدریجی و دائمی شاهد خواهیم بود.

در سال ۱۳۹۳ فوتبال ایران بعنوان پیشرو ورزش حرفه ای در ایران همچنان نتوانست در احقاق حق پخش تلویزیونی که اصلی ترین منبع درآمد برای ورزش و فوتبال حرفه ای در جهان است توفیقی حاصل کند.

در این بین وزارت وزش و جوانان بدلیل عدم توجه کافی به این مهم و صدا و سیما به دلیل ناچیز انگاشتن حق پخش تلویزیونی، ضعف اقدامات فدراسیون فوتبال ایران را دامن زدند و مجلس شورای اسلامی با عدم قانونگذاری و دولت در سطح کلی با عدم چاره اندیشی برای حل اساسی این مساله، فقدان تعادل در فضای کسب و کار ورزش حرفه ای ایران را تشدید کردند. بدین ترتیب، ساختار مدیریتی کشور در دستیابی به استانداردها و زیرساختهای ورزش حرفه ای در این زمینه تقریبا هیچ پیشرفتی حاصل نکرد.

در این سال، مطرح شدن مسائلی پیرامون نظام وظیفه و بی توجهی بعضی از اهالی فوتبال به آن از یک سو و اشکال در عملکرد بعضی افراد که منتهی به صدور کارت های معافیت یا پایان خدمت نادرست برای تعدادی از فوتبالیست ها شده بود از سوی دیگر، بزرگترین ناهنجاری اداری در تاریخ لیگ برتر فوتبال ایران و بیشترین میزان کاهش ارزش در سرمایه اجتماعی فوتبال ایران را رقم زد. این تجربه تلخ، نشان داد که فوتبال ما برای حفظ و ارتقاء ارزش های مادی و اجتماعی خود و برای مصون ماندن از تعرض و جنجال پراکنی بدخواهانش تا چه اندازه به حاکمیت هر چه بیشتر نظم و شفافیت هر چه بیشتر در عملکرد، نیازمند است.

عملکرد مالیاتی در فوتبال با توجه بیشتر و البته ناکافی نسبت به سالیان گذشته از سوی دست اندرکاران مربوطه مواجه بود. تصمیم مقامات فوتبال ایران برای افشاء رقم قراردادها و افشاء مبلغ قرارداد بازیکنان و کادر فنی که نخستین بار بطور کامل و حتی برای سه فصل پیاپی از سوی باشگاه راه آهن صورت گرفت و کم و بیش باشگاههای دیگر نیز بدان پرداختند و مطالبه عمومی رسانه ها و تاکید سازمان امور مالیاتی برای بهبود عملکرد مالیاتی در فوتبال، امید به آتیه ای شفاف تر، سالم تر و حتی پر رونق تر در فوتبال ایران را رقم خواهد زد و اعتماد عمومی به فوتبال ایران را بهبود خواهد بخشید.

در سال ۱۳۹۳ مدیران سرخابی ها و به دنبال آنان بسیاری از دیگر مدیران باشگاهها در پی ترکاندن بمب در فصل نقل و انتقالات نبودند. بنابراین می توان گفت، اصلاح ساختار مالی فوتبال حرفه ای ایران با تعیین مقدار برای بودجه باشگاهها، کنترل نسبی هزینه ها در بعضی باشگاههای دیگر و ادامه ممیزی ها برای پیاده سازی استانداردهای afc عینیت بیشتری یافت. بدین ترتیب امید می رود که سامانه مدیریت مالی فوتبال ایران شکل، محتوای و مسیر خاص و حرفه ای خود را پیدا کند.

در سال ۱۳۹۳ مرافعات دست اندرکاران میدانی فوتبال از جمله فیمابین آقایان مایلی کهن، دایی، فتح الله زاده، نکونام، قلعه نویی، فردوسی پور و… در مواردی به اوج خود رسید و سپس بعضی از آنها در شکل رسانه ای خود پایان یافت. ما نیز پایان این قبیل مرافعات را ضمن تائید وجود سلایق متفاوت و با تاکید بر وجود تعارض های کارکردی آرزومندیم.

اختلافات و مرافعات دست اندر کاران مدیریتی فوتبال در سال ۱۳۹۳ رکورد دار بود. اختلافات دامنه دار در مدیریت پرسپولیس و تا حدودی در تراکتورسازی اختلافات مربوط به نظام گزارشگری و حسابرسی مالی در فدراسیون فوتبال از جمله این موارد بود.

اصولا اختلاف اگر کارکردی باشد و سبب شود اشکال یا نقصی، شناسایی و رفع گردد و کارها بطور مستمر در مسیر درست قرار گیرند، ارزشمند و در غیر این صورت زیان بار خواهد بود. بر این اساس اختلافاتی را که در مورد شیوه گزارشگری و حسابرسی در فدراسیون فوتبال بروز کرد در اساس اختلاف کارکردی و مفید تلقی می کنیم و اغلب اختلافات مدیریتی کنونی در باشگاهها و فدراسیون فوتبال را غیر کارکردی و مضر به حساب می آوریم.

پس از سالها گفتگو و مباحثه های کارشناسی، احساسی و غیر کارشناسی، سرانجام واگذاری باشگاههای پرسپولیس و استقلال و پیاده سازی سیاست های اصل ۴۴ در ورزش حرفه ای کشور در شکل واگذاری باشگاه (بدون واگذاری استادیوم) در آستانه عملی شدن قرار گرفت. اهمیت، آثار و مسائل مترتب بر این موضوع از چنان بزرگی و ویژگی برخوردار است که شرح بیشتر در این باره را به نوشتارهای جداگانه آینده محول می کنیم.

در این سال، تعداد و حجم تغییرات در مدیریت باشگاههای فوتبال ایران یک رکورد بی سابقه در تاریخ لیگ برتر فوتبال ایران بر جای گذاشت. باشگاههای راه آهن، پرسپولیس، استقلال، تراکتورسازی، پیکان، صبا از ابتدا یا در طول فصل با یک یا در مواردی حتی ۳ تغییر در کادر مدیریتی خود مواجه بوده اند.

انعقاد قرارداد ۱۶۰ میلیارد تومانی دو ساله برای انجام تبلیغات محیطی شکستن یک رکورد دیگر در تاریخ لیگ برتر فوتبال ایران محسوب و نوید بخش آینده مناسب تر و ساختاری تجاری تر برای فوتبال ایران تلقی می شود منوط به آنکه ابزارها و توانمند سازهای دیگر از قبیل نظام ها و ابزارهای مالی، مدیریتی، اجتماعی، حقوقی، اقتصادی و کارآفرینی نیز در نقش خود به موقع و به درستی ظاهر شوند و به درستی عمل کنند.

بحران مالی و کمبود منابع مالی که عمدتا بدلیل غفلت ورزش ایران از تجاری سازی و شفاف سازی در سالیان گذشته و فراهم نشدن بسترها و محیط قانونی و اجرائی برای حیات و تعالی ورزش حرفه ای است در سال ۱۳۹۳ بصورت دامنه داری اغلب باشگاههای ورزشی را درگیر نمود.

این تجربه، می تواند یک فرصت برای بازنگری در شیوه مالکیت و مدیریت و ابزارهای تامین مالی در باشگاههای ورزشی کشور جهت دستیابی به یک مدل خودگردان و مطمئن محسوب شود.

در سال ۱۳۹۳ تب عربی با تغییرات پی در پی در کادرهای فنی باشگاهها همچنان بر فضای فوتبال ایران حاکمیت داشت. تب عربی فوتبال، تراکتور سازی، گسترش فولاد، راه آهن، پرسپولیس، پیکان، نفت مسجد سلیمان، صبا و ملوان یعنی نصف باشگاههای حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران را دچار تغییر در کادرهای فنی نمود.

در این نوشتار به اینکه از رهگذر تب عربی فوتبال و تغییرات بی رویه کادرهای فنی، چه زیانهای هنگفت مادی و غیر مادی به فوتبال کشور و باشگاهها وارد آمده نمی پردازیم و البته آرزومندیم این تب، فروکش کند و از فوتبال ایران رخت بر بندد.

امیدواریم سال ۱۳۹۴ برای فوتبال کشورمان روزگاری پر رونق، متکی بر شاخص ها و معیارهای حرفه ای، بر محوریت شایسته سالاری، بدور از جنجال، غرق در مفاهیم و ارزش های متعالی ایرانی و پر دستاورد باشد.

صادق رئیسی کیا

۲۶ اسفند ۱۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *