نابسامانی ورزش، معلول نظام فکری مدیران ورزش است.

هشدار: پیش از آغاز نوشتار،  به اشخاصی که نوشتارهای من در روزنامه ها یا روی سایت شخصی یا وبلاگهایم را بدون ذکر منبع و بدون پیوند سایتم یا وبلاگهایم به نام خود یا دیگری به هر گونه ای منتشر می کنند متذکر می شوم که چشم به راه عواقب قانونی انتشار غیر مجاز و بدون اجازه نوشتارهایم باشند.

ذکر و باز نشر نوشتارهای من و هر نوشتاری که در روزنامه ها یا روی سایت شخصی و وبلاگهایم منتشر شده منحصراً با قید نام و نام خانوادگی ام و همراه با پیوند سایت و وبلاگهایم مجاز است.

ناتوانی ورزش و باشگاههای حرفه ای ایران در تامین هزینه ها و مشکلات عمدتاً مالی کنونی در ورزش حرفه‌ای، معلول نظام فکری مدیریت ورزش کشور در سالیان گذشته است.

حمایت مالی و تامین هزینه ورزش در سطح همگانی، پرورشی، آموزشی، دانشگاهی و بهداشتی با توجه به اهمیت و نقش آن در سلامت جسمی و روانی جامعه، ایجاد و حفظ تندرستی و نشاط منابع انسانی که بزرگترین و مهم ترین منابع کشور هستند بر عهده دولت است.

 ورزش اما در سطح قهرمانی و حرفه ای که کسب افتخارات ملی، منطقه ای و بین المللی را هدف قرار می‌دهد و بعنوان یک شغل یا کسب و کار بدان پرداخته می‌شود همانند سایر صنایع و کسب و کارها عموما به تامین مالی از سوی دولت نیاز ندارد و اصولا هم منطقی نیست که منابع محدود دولت در این راستا هزینه شود.

حمایت دولت در این زمینه عمدتا سیاست گذاری و تامین زیرساختها، تسهیل امور، آموزش و ترویج، تبیین فرایندها و فراهم آوردن محیط قانونی و اقتصادی مناسب برای حضور مردم و بخش خصوصی جهت تحقق هدف و کارکرد اصلی آن صنعت و حرفه است.

بدیهی است هر صنعت و پیشه ای از یک کارکرد اصلی پیروی می کند که همانا کسب درآمد برای تامین هزینه هاست. ورزش حرفه‌ای که متصدی اجرایی آن باشگاههای ورزشی هستند نیز باید پیش از هر چیز از امکان درآمدزایی برخوردار باشند و سامانه‌ها و شیوه‌های قانونی و پذیرفته شده ای برای کسب درآمد آنان طراحی و فراهم شده باشد در غیر این صورت مفهوم و تعریف حرفه ای خود را از دست خواهند داد و به سطح عمومی و آماتور تنزل خواهند یافت.

ورزش قهرمانی و حرفه ای ایران در شرایط و محیط کنونی عموماً از شاخص ها و ویژگی های واقعی و با ثبات یا حداقل رو به رشدی برخوردار نیست. به نظرم این وضعیت ناشی از مشکلات و موانعی بدین شرح است:

 ۱- کشورمان در حوزه ورزش و باشگاه داری حرفه ای در بخش های دولتی و خصوصی از مدیران ورزشی که به جوانب اقتصادی و تجاری ورزش حرفه ای مسلط باشند به تعداد لازم برخوردار نیست. در این خصوص وظیفه دولت، آموزش و کمک به ارتقای سطح علمی و بهبود آگاهی های مدیران ورزشی و توسعه علوم و پژوهشهای کاربردی ورزشی است.

۲- دولت بعنوان سیاست گذار و فدراسیونهای ورزشی بعنوان عالی ترین نهاد ورزش حرفه ای، نظام منسجم، کاربردی و موثری برای تامین و تقویت بسترهای اقتصادی و تجاری برای ورزش کشور در عرصه حرفه‌ای تعریف و اجرا نکرده اند.

۳- بخش خصوصی ایران و بنگاهها و مدیران اقتصادی فعال در آن، شناخت درست و کاملی از گنجایش ها و قابلیتهای متنوع تبلیغی در ورزش حرفه ای پیدا نکرده اند از سوی دیگر باشگاهها و مدیران ورزش حرفه ای کشور در بخش دولتی و خصوصی برای معرفی قابلیتهای اقتصادی ورزش حرفه ای و روشهای بهره گیری بنگاههای اقتصادی از ورزش حرفه ای تلاش نکرده و باور و عزم راسخ برای اقتصادی کردن ورزش و تنوع بخشیدن به درآمدهای خود ندارند.

۴- ماهیت غالبا و واقعا دولتی بسیاری از باشگاههای حرفه ای و بزرگ کشورمان و نظام فکری دولتی مدیران آنها که عمدتاً عادت به دریافت از بودجه کشور دارند توانایی، انگیزه و زمینه جذب درآمدهای ورزش و باشگاه داری حرفه ای را ندارند و تاخیر در خصوصی سازی آنها سبب شده ورزش و باشگاههای بخش خصوصی در سطح خرد(باشگاههای بدنسازی و استخر و…) فعالیت داشته باشند و به حضور و سرمایه گذاری و رقابت در سطح کلان مایل نباشند.

این نوشتار ابتدا در روزنامه آرمان روز چهارشنبه هفدهم دی ماه ۱۳۹۳ به چاپ رسید و سپس روی سایت شخصی صادق رئیسی کیا منتشر گردید. 

به یادداشتهای مرتبط با این موضوع در سایت شخصی صادق رئیسی کیا که در زیر این یادداشت آمده رجوع و آنها را مطالعه فرمائید. یقیناً به دانش و مهارتهای کاربردی شما خواهد افزود.

در صورتی که به مشاوره در زمینه ی یادداشت ها و نوشتارهای من نیاز داشتید یا به برگزاری کارگاه و دوره های آموزشی برای خود و مدیران و کارکنان شرکتتان در موارد یاد شده علاقه مند بودید درخواست خود را به raeisikia@yahoo.com ارسال فرمائید.

صادق رئیسی کیا

هفدهم دی ماه ۱۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *