قاعده بازی در حق پخش تلویزیونی ورزش

پیش از شروع مطلب به اشخاصی که مطالب منتشره اینجانب در روزنامه ها یا روی سایت شخصی یا وبلاگهایم را بدون ذکر منبع و بدون لینک سایتم یا وبلاگهایم به نام خود یا دیگری به هر طریقی منتشر می کنند متذکر می شوم که در انتظار عواقب قانونی انتشار غیر مجاز و بدون اجازه مطالبم باشند.

ذکر و باز نشر مطالب اینجانب و کلیه مطالبی که در روزنامه ها یا روی سایت شخصی و وبلاگهایم منتشر شده منحصراً با قید نام و نام خانوادگی ام و توام با لینک سایت و وبلاگهایم مجاز است.

حق پخش تلویزیونی ورزش، از چنان اهمیت و مطلوبیت روبه رشدی در عرصه بین المللی و داخلی برخوردار است که انحصاری بودن فعالیت صدا و سیما هم نمی تواند آن را به حاشیه براند.

حدود پنجاه درصد درآمد باشگاههای حرفه ای ورزشی جهان از محل دریافت حق پخش تلویزیونی از شبکه های تلویزیونی تامین می شود. کسب و کارها و فرصتهای شغلی ورزشی بویژه در سطوح قهرمانی و حرفه ای که عمدتا به اعتبار وجود باشگاههای حرفه ای ورزشی ایجاد شده اند برای رونق،ثبات و امنیت شغلی به پرداخت این حق از سوی صدا و سیما وابسته و امیدوار هستند.

اتخاذ رویکردی مبتنی بر ادای کامل حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی و تعهد به بهبود فضای کسب و کارهای ورزشی، منزلت و بازار بزرگتر و با ثبات تری را برای صدا و سیما در پی خواهد داشت.

شبکه های تلویزیونی و رسانه های بزرگ جهان با صرف هزینه های گزاف و مستقر کردن دفاتر و خبرنگاران و عوامل خود در اقصی نقاط جهان و تنوع بخشیدن و کیفی نمودن برنامه های خود سعی در جذب مخاطبان بیشتر و کسب سهم بزرگتری از بازار دارند. هر چه مخاطبان یک شبکه تلویزیونی بیشتر و سهم بازارش بزرگتر باشد درآمد تبلیغاتی بیشتری خواهد داشت.

نگاه به کسب درآمد از پخش مسابقات ورزشی برای صدا و سیما باید کلان تر و کیفی تر از نگاه فعلی باشد. صدا و سیما می تواند با نگاهی تازه تر و رویکرد سازنده تر، ارزش افزوده لیگهای ورزشی ایران را طی همکاری با وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک و فدراسیونهای ورزشی، تقویت و زمینه های جدید و گسترده تر برای افزایش مخاطبان و در نتیجه درآمدهای خود شناسایی یا ایجاد کند.

بعلاوه صدا و سیما به عنوان یک رسانه فراگیر ملی به هر میزان هم که ضریب نفوذ و موقعیت انحصاری در فعالیت داشته باشد نمی تواند به رسالت خود برای اطلاع رسانی به موقع و تامین برنامه برای اوقات فراغت مخاطبان خود از جمله علاقه مندان به ورزش بی توجه باشد.

از نگاه مخاطبان صدا و سیما و علاقه مندان ورزش، بی توجهی به حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی و دست رد بر سینه فدراسیونهای ورزشی برای نپرداختن یا کم پرداختن این حق به هر بهانه و عذری که باشد، حداقل بلحاظ اخلاقی مورد انتظار نیست.

حق پخش تلویزیونی ورزش، مساله ای نیست که تمسک به انحصاری بودن فعالیت صدا و سیما یا به چالش کشاندن علاقه و نیاز مخاطبان ورزش و رسانه ملی یا با امنیتی جلوه دادن آن یا با درگیر کردن مقامات و دستگاههای متعدد یا با راه ندادن دوربین های تلویزیونی به ورزشگاهها یا با طرح دعوی و… ادا شود یا منتفی گردد.

حق پخش تلویزیونی ورزش حقیقتی است که همه ذینفعان خود را به مذاکره و روابط برد-برد دعوت می کند نه به لجاجت و تقابل. این است قاعده این بازی: برد برد و نه تقابل و چالش.

بازیگران این صحنه باید قاعده بازی را رعایت کنند.

تقابل با حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی که امروز در مورد فوتبال به اوج خود رسیده می تواند دعوایی بی پایان و زیانبار برای ورزش و رسانه ملی را رقم زند. دعوایی که در انتظار والیبال و پس از آن بسکتبال و… است.

اتخاذ رویکرد تعاملی بیشتر و تغییر نگرش در زمینه حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی بویژه از سوی صدا و سیما، ضرورتی است که برای صدا و سیما، مخاطبان و محبوبیت بیشتر و درآمدهای فراوان بلند مدت و برای ورزش کشور، رشد کمی،کیفی،رونق و ثبات اقتصادی بیشتر و برای جامعه ایرانی، نشاط، اوقات فراغت پر بارتر و بومی تر را بدنبال خواهد داشت.

این یادداشت ابتدا در صفحه نخست روزنامه ورزشی بین المللی ۹۰ روز یکشنبه ۴/۸/۱۳۹۳ و سپس روی سایت شخصی ام منتشر شد.

صادق رئیسی کیا

چهارم آبان ماه ۱۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *