رسالت تاریخی ایرانیان در حفظ پهنه فرهنگی و تمدنی ایران

هر چند ما ایرانیان از دیدگاه استراتژیک و امنیتی درک کرده ایم که پهنه راهبردی و امنیتی امان را در جغرافیایی حداقل به وسعت خاور میانه و تا اقیانوس هند مورد توجه قرار دهیم اما در پهنه فرهنگی و اجتماعی و ارزشی، ما ایرانیان عموماً عادت کرده ایم درون گرا باشیم و مسئولیتها و رسالتهای فرهنگی و اجتماعی و ارزشی خود را به مرزهای کنونی کشور ایران محدود بدانیم. شاید به زعم گروهی، ما که نتوانسته ایم در نهادینه کردن و تعمیق هنجارها و ارزشهای خود و توسعه فرهنگی در درون کشور خویش در حد مطلوب عمل کنیم ضرورتی نداشته باشد که نگاه به بیرون از مرزهای ایران در این حیطه را در اندیشه و عمل خود مورد توجه قرار دهیم.

اما باور و اندیشه من این است که ما حداقل به همان اندازه که به نیروی دریایی راهبردی و قدرت بازدارندگی امنیتی و نظامی و توسعه پهنه امنیت ملی خود تا آنسوی مرزهایمان نیاز داریم به یک تفکر و برنامه راهبردی فرهنگی و ارزشی و اجتماعی و توسعه پهنه و محدوده آن حتی بیش از شعاع پهنه نظامی و امنیتی خود نیاز داریم. طی هزاران سال گذشته در محدوده غربی چین و آسیای میانه و آسیای صغیر و خاور میانه و حتی تا شبه قاره هند و تانزانیا و زنگبار و یمن و مصر، آثار فرهنگی و ارزشی و اجتماعی متعددی بوسیله ایرانیان خلق شده و یا ایرانیان توسعه دهنده و تعالی بخش فرهنگ در سرزمینهای پهنه فرهنگی و تمدنی خویش و اطراف خویش بوده اند که نشانه ها و شخصیتها و آثار بسیار فراوانی این موضوع را اثبات می کند اما طی حدوداً دویست سال اخیر دچار رخوتی شدید در این زمینه شده ایم.

اکنون شاهد آن هستیم که وهابی ها و تکفیری هایی بسیار تندروتر از وهابی ها و تکفیری های سعودی، سر  از سرزمین های قفقاز که تا ۲۰۰ سال پیش بخشی از خاک و پهنه تمدنی ما بودند بر می آورند. در پاکستان و عراق و افغانستان و تاجیکستان و گرجستان و آذربایجان هم اوضاع با تفاوتهای اندکی به همین گونه است. اکنون در بعضی از سرزمین هایی که کمتر از دو قرن پیش بخشی از خاک ما بودند تقریباً هیچ تاثیر فرهنگی و تمدنی و اجتماعی نداریم (مانند گرجستان) و اندک پیوندهای باقیمانده اجتماعی و تمدنی در بعضی از سرزمین های دیگر اعم از پیوندهای مذهبی و علمی و یا همزبانی و … تحت تاثیر بی برنامه بودن ما از یک سو  و برنامه بسیار فعال رقبای فرهنگی و تمدنی ما از سوی دیگر به سرعت در حال افول است. (مانند ارمنستان و آذربایجان و قزاقستان و ازبکستان و تاجیکستان)

من از تانزانیا و زنگبار و یمن که بسیار آن سو تر از سرزمین های مذکور و در زمانی بسیار دورتر از اینها در پهنه فرهنگی و تمدنی ما جایی داشتند و اکنون ندارند و حتی آثار چندانی از پیوندهای کهن تمدنی ما با آنها باقی نمانده است سخن نمی گویم من از سرزمینهایی سخن می گویم که چسبیده به مرزهای کنونی ایران هستند و تا حدود ۲۰۰ سال پیش بخشی از سرزمین های ایران بودند.

انگلیس و روسیه با هدف حفظ چیرگی و سیطره فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود بر سرزمین هایی که زمانی تحت غارت و استعمارشان بود و در بسیاری از موارد هیچ نسبت و مشترکات فرهنگی و تمدنی با آنها نداشتند به تشکیل جامعه مشترک المنافع مبادرت کردند و ما که پیوند تاریخی و مشترکات متعدد بسیاری مثلاً با هندوستان داشتیم نشستیم تا زبان و ادب و فرهنگ پارسی در هند یا عراق و ارمنستان جای خود را به زبان و ادب و فرهنگ انگلیسی و روسی بدهد و حتی نشستیم تا وهابیت، جریان تندخو ، کج فهم و خونریز خود را در سرزمینهایی مانند پاکستان و قفقاز و چچن ترویج و مطرح کند همان سرزمین هایی که ایرانیان غالباً عقلانیت و مسالمت و تعالی را در آن ترویج می کردند.

چه بسا اگر فکری نکنیم در اندک زمانی در مرزهای کنونی امان از شدت هجوم فرهنگی و اجتماعی و اعتقادی  آسیب های تاریخی و غیر قابل جبرانی ببینیم و من بدین لحاظ معتقدم باید در مرزها و پهنه فرهنگی و اجتماعی ایران را که فراتر از مرزهای کنونی کشورمان است حضور جدی و راهبردی و مستمر داشته باشیم. این یک حق و رسالت تاریخی و یک لازمه حیاتی برای ملت ایران و فرد فرد مردمان پارسی است.

عقب نشینی فرهنگی و تمدنی و اجتماعی از پهنه تمدنی ایران را باید از طریق نهادها و دستگاههای مسئول مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، وزارت امور خارجه ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و تحقیقات ، حوزه های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و… متوقف و علل و عوامل آن را مورد توجه و آسیب شناسی جدی و سریع قرار دهیم و با راهبردها و برنامه های عملیاتی و اثر بخش و کارا در قالب چشم انداز بیست ساله کشور به سرعت حضور فعال در پهنه تاریخی و تمدنی و فرهنگی خود را عملیاتی کنیم.

در این زمینه نقش ورزش و فرهنگ و علم و هنر و چهره ها و برنامه ها و فستیوال ها و مسابقات ورزشی و هنری و فرهنگی را باید جدی تر گرفت. تولید محصولات مشترک هنری و سینمایی و تلویزیونی به ویژه برای کودکان و نونهالان و نوجوانان و راه اندازی مدارس و آکادمی های هنری و سینمایی و… در زمینه ورزشی دایر نمودن آکادمی و دانشکده ها و راه اندازی جشنواره ورزشی در رشته هایی که ایرانیان در آن مدال آور و سرآمد هستند و رشته هایی که با فرهنگ و تاریخ پهنه تمدنی ایران مرتبط است ، جذب علاقه مندان از سرزمین هایی که جز پهنه تمدنی ما هستند به عنوان مخترع ، دانش آموز یا دانشجو یا هنرآموز یا بازیگر یا استاد یا گردشگر و…بایستی مورد توجه و پشتیبانی دولت و نهادها و دستگاههای مربوطه قرار گیرد.

                                                                              صادق رئیسی کیا

                                                                       بیست و سوم اسفندماه ۱۳۹۲

2 پاسخ
    • sadeq
      sadeq says:

      مهم این است که نظریه ها و دیدگاهها جای طرح پیدا کنند و مورد ارزیابی و نقد قرار گیرند. برای اجرای ایده های خوب و موثر ، مجریان خوبی هم پیدا خواهد شد. قصد من طرح دیدگاه و نظریه و جلب توجه دوستداران و مسئولان فرهنگی و اجتماعی و … به این مسائل بود.

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *